مرتضى مطهرى
731
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
روزنامههاى داخلى و خارجى درج شود . براى انسان اين بيشتر ارزش دارد يا ميليونها تومان ثروت ؟ مسلّم اگر به آدمى كه آن غريزههاى انسانى در او سالم باشد بگويند امر داير است ميان اينكه ما به تو آنقدر ثروت بدهيم كه يك ميلياردر آمريكايى باشى يا اينكه بيايى به جاى آقاى خروشچف بنشينى ؛ آيا اين را بيشتر علاقهمند است يا آن را ؟ خيال نمىكنم انسانى باشد كه وقتى در ميان اين دو امر مادى قرار بگيرد آن را بر اين ترجيح بدهد . گويا راكفلر بود كه سالها مىديديم با آن همه ثروت فوق العادهء خودش باز دائماً پول خرج مىكرد كه در انتخابات رئيس جمهورى برنده شود . پس اين اولًا بهطور كلى عملى نيست . از اين راه مىشود يك مقدارى از موجبات منيّت انسان كاست ولى اين به تنهايى قادر نيست . پس بايد همان مسئلهء معشوقهايى برتر و بالاتر از بتهاى اجتماعى و محبوبهاى مادى براى بشر وجود داشته باشد ؛ يعنى شرط اصلى اينكه « من » ها به صورت « ما » دربيايند آن مطلب است . ولى در عين حال آن حرف افراطى كه احياناً از كلمات عرفا استفاده مىشود كه براى تعلق اشياء به انسان هيچ نقشى قائل نشويد يعنى تمام نقش را براى عوامل درونى قائل باشيد ، به بيرون كارى نداشته باش ، فقط درون را درست كن ، بيرون هرچه شد شد ؛ جواب آن اين است كه آيا اگر بيرون خراب باشد اصلًا مىشود درون به آن شكل دربيايد ؟ اگر در جامعهاى مردم به افراد محرومِ محروم و افراد مرفهِ مرفه تقسيم شوند ، آيا امكان آن ما شدن و برادر شدن و برابر شدن وجود دارد ؟ ! يكى برود در يك كوخى ، يك خانهء نمور گِلينى ، يك زيرزمينى زندگى كند كه خودش و بچه هايش دائماً از رطوبت رنج مىبرند و رماتيسم مىگيرند ، مىبيند بچهاش رماتيسم مفصل گرفت و او نتوانست معالجه كند و بعد منجر به رماتيسم قلبى شد و اصلًا پول نداشت كه اين بيمارى او را معالجه كند و اين بچه جلو چشمش دست و پا زد و مرد . بعد همسايهء خودش را مىبيند كه مثلًا در يك باغ بيست هزار مترى چگونه زندگى مىكند ، يا مثل آن شخص انگشترهايش را در روزنامهء كيهان نشان مىدهد و مىگويد كه ارزش هريك از اينها چهل ميليون تومان است ، اين هم عكسش كه همهء مردم ببينند و حسرتش را بخورند « 1 » . بعد بگوييم كه اين بيايد با آن برادر بشود . اين عملى نيست . سوسياليسم واقعى بنابراين در پرتو ايده آلهاى معنوى در شرايط عدالت اجتماعى است كه آن « ما » شدن و سوسياليسم به معنى واقعى به وجود مىآيد . البته بدون شك ماهيت « ما » شدن امر روحى و معنوى است . به
--> ( 1 ) [ اشاره به هژبر يزدانى ، سرمايهدار معروف و وابسته به دربار رژيم شاه ]